الشيخ أبو الفتوح الرازي
83
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
* ( جُناحٌ ) * ، بر شما بزهاى و حرجى نيست كه قصر كنى ( 1 ) به نماز اگر ترسى ( 2 ) از فتنهء كافران . بدان كه ظاهر آيت چنين مىنمايد كه قصر در نماز روا نبود الَّا با خوف ، و خلاف نيست كه اگر خوف باشد و اگر نباشد ( 3 ) در نماز سفر قصر بايد كردن ، و خوف شرط نيست در قصر نماز براى اين معنى اصحاب شافعى گفتند كه : اين جا كلام تمام است كه گفت : « من الصّلوة » . و قوله : * ( إِنْ خِفْتُمْ ) * ، ابتداى كلام دگر است ، و « واو » مقدّر است ، و تقدير آن است كه : و ان خفتم ان يفتنكم الَّذين كفروا . و آنچه او را حمل كرد بر اين آن است كه ما گفتيم ، و جماعتى بسيار از فقها گفتند كه : اگر چه ظاهر قرآن چنان است كه قصر با خوف باشد اين حكم منسوخ است به اجماع و بنزديك او نسخ الكتاب بالسنّة روا نباشد آن را بنابر اين كرد ، ( 4 ) بر مذهب ما و ديگر فقها آن است كه : نسخ القران بالسّنّة المعلومة المقطوع عليها روا باشد ، براى آن كه حكم سنّت معلومه از اخبار متواتر و اجماع امّت حكم قرآن است ، چنان كه نسخ قرآن روا باشد بعضى بر ( 5 ) بعضى نسخ قرآن بسنّة مقطوع عليها روا باشد ، و فرقى نبود . فامّا نسخ قرآن بالسنّة غير المقطوع عليها ، بناى آن بر عمل به اخبار آحاد باشد آن كس كه عمل گويد به اخبار آحاد بنزديك او روا باشد و بنزديك ما روا نباشد ، براى آن كه بنزديك ما عمل به اختبار آحاد روا نباشد . و آن تقدير كه ايشان كردند آيت را ، تقديرى فاسد است براى آن كه اگر « ان خفتم » به شرطى مستأنف كند آن را جزايى بايد ، و در ( 6 ) آيت جزاى آن شرط كه ايشان تقدير كردند نيست . دگر آن كه « واو » ى تقدير كردند كه در كلام نيست ، و نه دليلى هست بر حذف آن . و نيز ظاهر آيت آن است كه : مرد مسافر مخيّر است در قصر نماز ، و بنزديك ما و بيشتر فقها آن است كه مسافر مخيّر نيست بين القصر و الاتمام ، بل چون سفر به شرايط خود بود واجب است او را كه قصر كند .
--> ( 1 ) . تب ، مر : كنيد . ( 2 ) . تب : ترسيد . ( 3 ) . آج ، لب : باشد يا نباشد . ( 4 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت و . ( 5 ) . مر ، لت : به . ( 6 ) . مر آخر .